دولتی نیستم!

محمدعباسی؛ وزیر تعاون دولت نهم ازجمله وزرایی است كه برخلاف ظاهر مسئولیت بسیار مهم و اساسی را بر عهده دارد. در ظاهر وزارت تعاون یك نهاد غیر استراتژیك و سمبولیك در محافل سیاسی اقتصادی تلقی میشود، درحالی كه این وزارتخانه مسؤولیت یك چهارم اقتصاد ایران كه بخش تعاون آنرا پوشش میدهد داراست .
اقتصاد جمهوری اسلامی ایران بر پایه سه بخش دولتی، خصوصی و تعاونی شكل گرفته است كه تاكنون و باگذشت ۳ دهه از پایهگذاری انقلاب تمركز سیاستگذاران و مسؤولان اجرایی معطوف به دو بخش دولتی وخصوصی بوده است وكمتر به بخش تعاون توجه شده است. این بی توجهی تا جایی پیشرفت كرد كه در برههای اززمان صحبت برسر حذف وزارتخانه تعاون و ادغام آن باوزارتخانه دیگری مطرح شد.
اما با ابلاغ سیاستهای كلی اصل ۴۴ ازسوی مقام معظم رهبری در سه سال پیش، حجت بر همه تمام شد، چرا كه به وضوح در قانون سهم بخش تعاون از اقتصاد ایران تا پایان برنامه پنجم توسعه ۲۵ درصدتعیین شد.
وزارت تعاون نیز كه از سال ۱۳۷۱ تأسیس شد تاكنون ۵ وزیر به خود دیده است كه آخرین آن از مجلس بر صندلی وزارت نشسته است. محمد عباسی، نماینده سابق مردم گرگان وآق قلا در مجلس شواری اسلامی بود كه با معرفی احمدی نژاد رای اكثریت نمایندگان مجلس را كسب كردوجانشین ناظمی اردكانی، وزیر سابق تعاون شد.
عباسی دغدغههای بسیاری رادر این گفتگو مطرح كرده است و معتقد است هنوز نیز برخی با این بخش مخالف هستند.
_________________________________
● شما تنها وزارتخانه انقلابی هستید كه فلسفه پیدایش آن ریشه در مذهب ما دارد و اساس وپایه آن بعد از انقلاب اسلامی است و به نوعی تبلور ایدئولوژی نظام جمهوری اسلامی است. لطفاً یك مقدمهای بفرمائید از آنچه به پیدایش وزارت تعاون منجر شده است واینكه چگونه میتوانیم از یك چهارم اقتصاد ایران كه بخش تعاون است، بهرهبرداری كنیم؟
▪ اتفاقاً مسأله بسیارمهمی را دراین مقدمه اشاره كردید. جریان تعاون از ۳ منظر در كشور ما قابل تشریح است، كه این ۳ منظر دركنار هم بسیار قدرتمند میشوند. ضمن اینكه تعاون به عنوان یك سبك اقتصادی در دنیا شناخته شده است. بیش از ۱ میلیارد نفر ازجمعیت دنیا عضو تعاونیها هستندو حدود ۳ میلیارد نفر از جمعیت دنیا به نوعی به اقتصاد تعاون مربوط هستند. پس نتیجه میگیریم كه تعاون تأثیر گذاری اقتصادی بسیاربالایی دارد.
مسائل تاریخی باعث شدكه شرق وغرب با اقتصاد كاپیتالیستی و سوسیالیستی به اقتصاد تعاونی روی آوردند، یك حقیقت تجربی تاریخی داشت.
كاپیتالیستها به این نتیجه رسیدند كه اقتصاد فردی، سرانجام نخواهد داشت به دلیل اینكه اكثریت مردم خارج از گردونه اقتصاد میمانند و منافعشان از بین میرود و درنتیجه تضادهای طبقاتی به وجود میآید.
سوسیالیستها ماهم به این نتیجه رسیدند كه با آن رویه هیچكس انگیزه فعالیت اقتصادی ندارد به دلیل اینكه در این مكتب مالیكت معنایی نداشت. آنها هم آمدند حد وسط را انتخاب كردند كه هم مالكیت بدهند و هم كارگروهی را فراهم میكند.
اما ما در كشور با آن انگیزهای كه غربیها تعاون راشكل دادن فعالیت نمیكنیم. یعنی انگیزه ما فرق میكند. مهمترین آن هم از آیه شریفه "تعاونوا علی البر و التقوی" نشأت میگیرد. ممكن است عدهای این آیه راعام بدانند یعنی در همه خوبیها انسانها با هم همكاری داشته باشند. اما بیشترین برداشت از این آیه همان برداشت اقتصادی است. یعنی با تعاون وهمكاری انسانها برای یكدیگر دلسوزی كنندو به یكدیگركمك كنند. درمعارف مذهبی ما به كار جمعی احترام میگذارند. تبلور آن هم در نمازهای جماعت و حج است. یعنی اسلام میخواهد مردم را ترقیب كند تا كار جمعی داشته باشند. این مباحث به صورت كلی است و بخشی معرفتی است. اما اینكه چقدر ما توانستهایم از این معارف در اقتصاد استفاده كنیم باید در فصل دیگری به آن بپردازیم.
● مأموریتهای اصلی بخش تعاون كداماند؟
▪ خوشبختانه ما موضوع اقتصاد تعاونی را بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به صورت قانون در آوردیم. ایران از معدود كشورهایی است كه اقتصاد تعاونی در آن به صورت قانون ذكر شده است.
در دنیا تعاونی وجود دارد اما به عنوان قانون اساسی نیست. درقانون اساسی اصل ۴۴ موضوع اقتصاد ما تشریح میشود به سه ركن اقتصاد تعاونی، دولتی و خصوصی.
ما دو مأموریت اصلی برای بخش تعاون تعیین كردهایم ، یكی اینكه باید از طریق سهیم كردن مردم درجریان اقتصادی ومالكیتها و فرصتها، جامعه رابه عدالت اجتماعی نزدیك كنیم. توصیه روشن مقام معظم رهبری دراینجا اینست كه ایشان فرمودند بنیادیترین ، اصولی ترین ومنطقی ترین روش برای نزدیك شدن جامعه به عدالت اجتماعی تعاون است.
دیگر اینكه كشوری مثل ایران كه جوانان پرشوری داردوتعداد افراد جویای كار آن بالاست، مدل اشتغالاش بیشتر به صورت جمعی دركوتاه مدت جواب می دهد.
تجربه نشان داده دربنگاه های اقتصادیای كه الان دركشورما به عنوان بنگاههای زودبازده هستند متوسط ۲/۲ نفراشتغال ایجادكردهاند اما دربنگاههای تعاونی ۱۴ نفر متوسط اشتغال ایجادكرده است. در یك بنگاه غیر تعاونی متوسط برای ارائه تسهیلات ۲۰ میلیون تومان پول نیاز دارد اما درتعاونی ۱۲ میلیون تومان نیاز است.
پس این نشان میدهد دركشوری كه جمعیت آن زیاد است مدل تعاونی در اقتصاد جواب میدهد. فلذا برای اشتتغال هم مفید است، به صورتی كه مقام معظم رهبری هم فرمودند كه تعاونی چشمه جوشان اشتغال است. یعنی ایشان با این فرمایش به لب مطلب اشاره كردند. پس با این وجود حكم میكند ما موقعیت تعاون دركشور را جدی تر بگیریم و ترویج كنیم و فرهنگ تعاون را بیش از بیش تبلیغ كنیم. در رسانهها نیز نقش بسیار مهمی دراین برهه زمانی دارند.
● شما با توضیحات ابتدایی بارگناهان خود را زیاد كردید یا به نوعی به مسئولیت خود اضافه كردید. چرا كه ازمقام معظم رهبری گفتند صحبت ازسند است. پس چرا صحبتهای ایشان اجرایی نشد. دریك دورهای وزارت تعاون را میخواستند جمع كنند یا آنرا دروزارتخانههای دیگری ادغام كنند. به نظر میرسد وزارت تعاون به اهداف از پیشتعیین شده نرسیده است. دلیل این امر چیست؟
▪ وقتی كه ما كارنامه اجرایی این بخش رامطالعه كنیم اولاً با اینكه ما در ابتدای انقلاب در قانون اساسی ضمن تأكیدات بزرگانی مثل شهید بهشتی موضوع تعاون رسماً آمده است. اما متولی آنكه این موضوع را جا بیاندازد نبود. یعنی وزارت تعاون تازه درسال ۷۱ تشكیل شد درحالی كه قانون اساسی سال ۵۸ تصویب شده است. این یك علت نرسیدن به اهداف است. علت دوم هم اینست كه سالهای اول انقلاب كه جریان جنگ بود سهم خواهی بخشی خیلی مفهوم نداشت، چون ما دركلان كشور باید تلاش میكردیم كه شرایط را حفظ كنیم. اتفاقاً درهمان زمان بیشترین خدمت را تعاونیها كردند برای تجمیع امكانات مردمی به منظور رساندن به دست رزمندگان و خوداین حضور مردم در جبهههای حق علیه باطل یك نوع تعاون بود. اصلاً اگر بخواهیم عام به موضوع نگاه كنیم هیچ كشوری مثل ایران همدلی وتعاونش اینقدر جلوه ندارد. اما چون ما میخواهیم وارد بخش اقتصاد بشویم باید قبول كنیم كه آن زمان كسانی كه تصدی اجرائیات كشور را گرفتند با یك نگاه افراط وتفریطی با اقتصاد برخورد كردند. یعنی همیشه ماخواستیم همه چیز را دولتی كنیم و بعد برای فرار ازدولتی شدن یك عده ای آمدند وخواستند همه چیز را خصوصی كنند.
● یعنی یك عدهای به دلیل رسوبات فكری كه داشتند اجازه ورود بخش تعاون را به اقتصاد ندادند حتی در حال حاضرتشكیك میشود نسبت به حضور این ساختار. اساساً عدهای هنوز درحال سوال كردن هستند كه آیا تعاون چیز خوبی است یا چیز خوبی نیست؟
▪ وقتی كسانی كه میخواهند سیاستگذاری كنند و اجرا كنند به این موضوع اعتقاد نداشته باشند طبیعی است كه این بخش رشد نخواهد كرد. دراین مسأله واقعاً این دسته افراد مقصر هستند و باید ذهنشان را از رسوبات اقتصادهای حاشیهای پاك كنند.
زمانی كه من درمجلس بودم برخی نمایندگان این سوال را مطرح میكردند كه آیا تعاون برای اقتصاد ایران لازم است؟ كه مقام معظم رهبری همان موقع با جدیت جلوی این موضوع ایستادگی كردند و لزوم وجود تعاون را مطرح كردند.
در حال حاضر هم بعد ازاین كلمات خیلی شفاف مقام معظم رهبری برخی تجربیات ناقص خود را تعمیم میدهند، حتی ممكن است الان ما در بدنه دولت هم بااین افراد مواجه باشیم.
● نزدیك به سه سال از دستور مقام معظم رهبری مبنی بر توسعه بخش تعاون می گذرد و با این حساب بخش تعاون باید تاكنون به رشد ۱۱ درصدی می رسید. در حالی كه فقط ۵ درصد رشد كرده است. دلیل عدم تحقق رشد ۱۱ درصدی چیست؟
▪ اتقاقاً مقام معظم رهبری چون خودشان تأكید كردند بر توسعه فرهنگ تعاون ، كارگشای حقیقی هم خودشان هستند ایشان تأكید كردند كه نظام اجرا وقوای كشور طوری عمل كنند كه سهم بخش تعاون كه الان پایین است افزایش یابد. وقتی این موضوع طرح شد و با مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز مورد بحث قرار گرفت؛ ابتدا برخی از آقایان در سندپیشنویس آوردند كه در« تقویت بخش تعاون در اقتصاد ایران» اما مقام معظم رهبری فرمودند كه باید روشن شود كه این سهم قدر است وچقدر باید تقویت شود. چون گاهی با دعا نیز میشود موضوعی را تقویت كرد. به این دلیل برای اینكه هدفگذاری برای تقویت این بخش شود فرمودند كه باید در انتهای برنامه پنجم سهم بخش تعاون دراقتصاد ایران به ۲۵ درصد برسد كه این جزوالزامات سیاستهای كلی اصل ۴۴ است.
اززمانی كه این عدد درسطح رسانهها مطرح شد، آمارهای متعددی هم درخصوص رشد این بخش مطرح شد. اینكه بگوییم رشد این بخش به تعبیر شما۱۱ درصد باید باشد اینگونه نیست. وضع موجود را هم كه میتوان محاسبه كرد، اما فرمایش رهبرانقلاب این بوده است كه مطلوب اینست كه تا پایان برنامه پنجم به ۲۵ درصدبرسید به تعبیری نمیتوان عدد مشخصی راعنوان كرد. اما لازمه رسیدن به عدد ۲۵ درصد تا پایان برنامه اجرایی سیاستهای اصل ۴۴ است. مثلاً یكی ازلوازم آن اینست كه ۳۵ درصد ازسهام واگذاری شركتهای دولتی به تعاونیها داده شود. خوب این رقم قابل توجهی است علاوه بر این باید ۳۰ درصد از عوائد فروش این سهام برای تقویت تعاونیها هزینه شود ( به شكل وجوه اداره شده) كه اگر این اتفاق صورت بگیرد بخش تعاون بسیار قوی میشود.
امادرهمین حال ودرعین روشنی موضوع برخی درصدا وسیما و میزگردهایی كه درباره سیاستهای اصل ۴۴ برگزار می شود عمداً از كلمه تعاون رد می شوند در حالی كه شما اگراین سیاستها را ببینید دربند الف بنا است كه بخشی به تعاونیها تعلق گیرد، بند ب تماماً درمورد تعاون است و بندج هم كه خصوصی سازی است بخشی ازآن متعلق به تعاونیها است، بند د و ه نیز واگذاریهاوالزامات بخش تعاون را بیان میكند.
● یعنی شاخص اصلی سیاستهای ابلاغی اصل ۴۴ برای نجات اقتصاد مردمی كردن آن با پشتوانه تعاون است، اما برخی اصلاً به آن اشاره نمیكنند .
▪ مثلاً یكی از دوستان در یكی از شبكههای صدا و سیما درباره اصل ۴۳ و ۴۴ قانون اساسی صحبت میكرد وتنها جملهای كه در سخنان وی نبود تعاون بود خوب این نشاندهنده تغافل است، یعنی برخی دارند خودشان را به غفلت میزنند نه اینكه متوجه نباشند.
● دلیل این تغافل به تعبیر جنابعالی چیست ؟
▪ برخی واقعاً هنوز این بخش را قبول ندارند. ببینید هر ایدهای برای اجرایی شدن نیاز به باور عمومی دارد.
من باز هم سوال خودم را مبنی بر چرایی تحقق رشد ۱۱ درصدی بخش تعاون تكرار میكنم. ببینید عموماً ما مجبور هستیم وضع موجودمان را تعیین كنیم. مثلاً در اقتصاد كلان ما میتوانیم بشماریم كه GNP كشور چقدر است. كل تولید چقدر است.
سهم اقتصاد مردم چقدر است. به معنای كلی اگر كل تولیدات جمع شود و از بخش هایی كه توسط دولت تولید میشود كم شود سهم بخش مردمی تعیین میشود.
● در اقتصاد غیر دولتی سهم بخش تعاون چقدر است؟
▪ یك محاسبه تقریبی درسال ۸۱ توسط سازمان مدیریت انجام شد و در دو سال بعد رشد آن را سنواتی حساب كردن كه اگر این رشد به همین صورت درآینده صورت گیرد رشد سالانه بخش تعاون ۵ درصد خواهد شد.
● یعنی رقم دقیقی وجود ندارد از رشد بخش تعاون؟
▪ نمی توان با اطمینان گفت چه رقمی است. چون باید فرمول آن تنظیم شود. پس از تنظیم فرمول هم بستگی دارد كه كدام سال پایه قرار گیرد. به همین دلیل نمی توان از وضع موجود عدد ورقم داد.
با تحلیل جنابعالی ما نباید اساساً برویم به دنبال اینكه تا پایان برنامه پنجم به سهم ۲۵ درصدی بخش تعاون میرسیم. یعنی ما الان یك كودك نوپایی را داریم كه برخی نمی گذارند این كودك نو پا راه رفتن یاد بگیرد. آقای عباسی شما وزیر زیركی هستید. در بین وزرای كابینه شما وزیر خبرسازی هستید اما جنجال ساز نبودید! فكر میكنید با توجه به زیركی در سیاست برخورد شما و در عین حال صراحت لهجه میتوانید تا چند سال باقی مانده این سهم نزدیك به ۳۰ درصد بخش تعاون را در كشور جا بیاندازید.
من علیرغم همه این موارد امیدوار به رساندن سهم حقیقی بخش تعاون هستم. چرا كه ما در كنار نقاط ضعف یا تهدیدهایی كه این تفكر را تهدید میكند ، نقاط قوتی را هم میشناسیم و ظرفیت هایی را هم در اختیار داریم.
مثلاً در كنار همه این ایده های ناقص كه در خصوص این بخش وجود دارد و لجاجت هایی كه عدهای دارند واقعاً منبعث از تجربه ناقص آنها است كه مثلاً شاید در سال ۵۵ تعاونی مسكنی نتیجه نداده است ،اما این را كه نمی توان به همه بخش تعاون مربوط كرد. در كنار همه اینها پشتوانهای مثل مقام معظم رهبری است باعث دلگرمی ما است. من وقتی در وزارت تعاون آمدم روی حمایت های ایشان خیلی حساب كردم. با خود ایشان هم كه صحبت كردم مفاهیمی كه ایشان درخصوص این بخش به كار میبردند سبب شده كه ما با دلگرمی بسیار زیادی به كار خود ادامه دهیم. نكته بعد اینكه ظرفیت گرایش دولت نهم به این بخش یك فرصت است برای ما؛ به دلیل این كه ایده های دولت نهم برای پشتیبانی از طبقات پایین جامعه بیشتر گروه هدف ما است. شاید ما هنوز این ایده را عملیاتی نكرده باشیم. اما گرایش كلی قوه اجرایی كشور به منظور اجرایی سیاست های بخش تعاون در كشور بسیار كمك میكند به شخص بنده به عنوان وزیر كابینه كه بتوانم برنامه ریزی كنیم.
ما آمدیم و فكر كردیم كه در كشور ۴ مؤلفه وجود دارد كه در حقیقت مزیت هستند اما چون به صورت زنجیر وار به یكدیگر پیوسته نیستند بعضا به عنوان تهدید از آنها یاد میشود.
یكی از آنها كار جویان هستند. سیل جوانانی كه در جامعه ما وجود دارند ، صاحب فكر و توان هم هستند ،قانون اساسی هم تكلیف میكند به دولت كه باید برای كسانی كه صاحب فكر هستند و توان دارند از طریق وام بدون بهره به آنها كمك كند. اساساً قانون اساسی شكل اشتغال در كشور ما را از منظر تعاونی روشن كرده است.
یكی از دلایلی كه مشكل اشتغال در كشور هنوز حل نشده است برخوردهای سلیقهای و برداشت های فردی از قانون اساسی است ، چرا كه قانون اساسی وظیفه حل معضل بیكاری را به عهده تعاونیها گذاشته است.
خوب اگر ما ازاین ظرفیت جوانان استفاده كنیم، فرصت است و اگر استفاده نكنیم به تهدید بدل خواهد شد.
این در حالیست كه مثلاً همه استانهای كشور، دارای قابلیت های قوی در مسایل اقتصادی هستند اما برخی میگویند خیلی از جاها مناطق محروم هستند یا در خود استانها میگویند ما مغفول ماندیم یا به ما كم توجه شده است! وقتی این برخوردها میشود از منظر اجتماعی ، یعنی اینكه سخنان ما تتهدید آمیز بوده است. همین سرمایهای كه در اختیار مردم است، اگر مدیریت صحیح نشود ممكن است كه نقدینگی ایجاد كند. در حالی كه اگر ما مولفه های اقتصادی را به صورت زنجیر وار به یكدیگر وصل كنیم پتانسیل زیادی به وجود میآید. توان عملیاتی كارجویان و قابلیت های منطقهای به علاوه سرمایه های مردمی هم كه وجود دارد. مثلاً ما این را به صورت بنیاد توسعه كارآفرینی و تعاون درآوردیم كه موفق هم بوده است.
این فكری كه شما مطرح كردید را وزارت كار در قالب بنگاه های زود بازده زودتر از وزارت تعاون معرفی نكرد؟
خیر این دو موضوع با هم متفاوت است. اولاً بنگاه های زودبازده مختص وزارت كار نیست. بنگاه های زود بازده در كلان؛ تسهیلاتاش متعلق به دولت است. یعنی این تسهیلات اختصاص به بخش خاصی ندارد. در مجموع هم فكری بود كه برای حس همدردی با كسانی كه به نوعی نیاز به حمایت دارند و سرمایهای میخواهند برای ایجاد اشتغال فراهم شد. ضمناً ما با تمام دستگاهها تعامل داریم و خودمان را از یكدیگر جدا نخواهیم كرد.
● آقای عباسی ، چرا وزارت تعاون در هم بخشها دخالت میكند. مثلاً در بحث زمین های ۹۹ ساله در كار وزارت مسكن ، در بحث كارآفرینی در كار دانشگاهها.
▪ ببینید ، تعاون یك بخش نیست بلكه فرابخشی است. همه وزارتخانهها باید با وزارت تعاون همكاری كنند و این بخش را تقویت كنند.وزارت تعاون در حقیقت این بخش را مدیریت میكند و وزرات تعاون ساختار پیگری كننده این بخش است.
وزارت تعاون كمترین بودجه را درمیان وزارتخانههای دیگر دارد. ما حس كردیم با این مبالغ وبودجههای كم نمیتوان كار بزرگی مثل تعاونی كردن اقتصاد را در كشور ایجادكرد، بلكه باید ازهمه ظرفیتها استفاده شود. یعنی همه دستگاهها وظیفه دارند در توسعه بخش تعاون مطابق ظرفیتاش عمل كند.
ضمن اینكه راه اساسی بسیاری از معضلات جامعه ما فقط تعاون است. مثلاً در همین بخش مسكن دولت هدفگذاری كرده است كه یك میلیون و پانصدهزارواحد مسكونی را ایجاد كند تا اقشار كم درآمد صاحب مسكن بشوند. شك نكنید كه وزارت مسكن توان این كار را نخواهد داشت بلكه این كار را باید با تعاون انجام داد.
● آقای وزیر چه میزان تعاونی فعال دركشور داریم؟
▪ از قبل از انقلاب تعاونیها دركشور وجود داشتند اما بعد از انقلاب ۱۳۰ هزار تعاونی دركشورموجود است كه برای یك برآورد دقیق ازمشخصات آنها پروژهای را با عنوان طرح سرشماری آمار تعاونیها اجرا كردیم كه از۱۳۰ هزار تعاونی ۱۰۵ هزار تعانی فعال هستند و گردش مالی دارند. از این میان هم برخی ازآنها بسیار قدرتمند هستند وبخشی هم ضعیفترهستند.
اما ظرفیت تعاونیهای ما این نیست. تعاونی ها می توانند بسیار قدرتمند تراز این باشند ما بایدبپذیریم كه اقشار پایین جامعه هم دراقتصاد ما حضور داشته باشند .چون درنظام سرمایه داری این اقشار اصولاً كارگر دیگران هستند، اگربخواهیم این را بپذیریم باید بیش از پیش به بخش تعاون بپردازیم وآنها را دراقتصاد ایران سهیم كنیم.
● موضوع بیمه رانندگان به كجا رسید؟
▪ یكی از كارهای خیلی خوب دولت و مجلس همین بیمه رانندگان بود كه قانون آن وضع شده است. در اصل قانون هم همه مسئولیت با وزارت تعاون نیست، بلكه برای انسجام وتسریع دركار از ظرفیت بخش تعاون هم استفاده شده و الان هم با مشاركت وزارت رفاه، اتحادیههای مربوط به تعاون در حال خدمات دهی به مردم هستند، ماهم آمادگی داریم كه مثل همه كارها كمك كنیم.
● آقای وزیر؛ به نظر شما درحال حاضر پست وزارت تعاون پست استراتژیكی است؟ چراكه بعد ازتصویب لایحه سیاستهای اصل ۴۴ قطعاً پست استراتژیكی خواهد بود.
▪ منظرهای دید فرق می كند اگرما منظرهای دید را برمبنای میزان بودجه وبزرگی ساختمان بناكنیم به نسبت باقی وزراتخانه ها، وزارتخانه كوچكی حساب می شویم. اما اگر از منظر وظایف و نقش آفرینی درجامعه بخواهیم نگاه كنیم واقعاً یك وزارتخانه استراتژیك است.زیرا برای آماده ساختن واجراكردن سیاستهای كلی اصل ۴۴ باید بسترهای جامعه رافراهم كنیم. وگرنه همه مامدیون خواهیم بود.
● آقای عباسی؛باتوجه به اینكه در دولت نهم هیچ مدیری به طلوع صبح فردا امیدوار نیست وهر لحظه امكان بركناری وجود دارد ، آیا شما تا پایان سال ۸۸ دولت نهم را همراهی خواهید كرد؟
▪ من از جمله افرادی هستم كه از مجلس به دولت پیوستم ،یعنی رای مردم را داشتم . برخی افراد شاید مسوولیت دیگری داشتند و به دولت آمدند و مقام جدیدی را گرفتند. اما من رأی مردم را داشتم واین را قابل ارزش می دانم، وسط دوره هم آمدم اما مطابق آنچه مقام معظم رهبری فرمودند و مذاكراتی كه با آقای احمدی نژاد داشتم . من خودم پذیرفتم كه این كار را تا انتها انجام دهم و به وظایف خودم عمل كنیم. ضمن اینكه هیچ كس نباید خودش را از نظارت برحذر بداند. من به اندازه آنچه ظرفیت دارم كار میكنم و خودم بنا دارم كه واقعاً كمك كنم و میمانم.
● آقای عباسی،رابطه شما با آقای احمدی نژاد چگونه است؟ جنابعالی چقدر از رئیس جمهور حرف شنوی دارید؟
▪ من مدیریت را با مختصات خودم نگاه میكنم. معمولاً یك جمع همدل و هماهنگ میتواند كار بكند. من هم با آقای رئیس جمهور هماهنگ هستم و رابطه خوبی دارم.
گفتگو:پويادبيريمهر

