تبليغاتX
JavaScript Codes گفتگوی ویژه - گفت وگو با مجتبي مطهري

گفتگوی ویژه

جایی برای گفتگو با صاحبنظران

نسبت عدالت و آزادی

در انديشه مطهری

 

                                                                       

غير از خانه قديمي پدر در خيابان دولت، پسر ارشد استاد شهيد مرتضي مطهري، چهره يي آرام و بسيار شبيه به پدر را از او به ارث برده است. مجتبي مطهري مدرس دانشگاه در رشته الهيات و معارف در دانشکده ادبيات دانشگاه علامه طباطبايي است و بيشتر سرگرم تحقيقات و مباحث تخصصي است که غالباً در ادامه آثار و آراي پدر است.او خود را سياسي نمي داند و مي گفت اگر بحث سياسي داريد، برادرم علي مناسب تر است. از اين حيث چندان مايل نيست در رسانه ها مطرح باشد اما موضوع عدالت و آزادي در آثار و آراي شهيد مطهري و نقش هر يک در تحقق ديگري موجب شد ما را در آن خانه پذيرا باشد، هر چند در ادامه اين گفت وگو به تبع بحث هاي مطرح شده، به دانشگاه ها و حوزه هاي امروز نظري انداختيم و فاصله هر يک را با ايده آل هاي موردنظر شهيد مطهري بررسي کرديم.

 

---

 

- در آثار شهيد مرتضي مطهري رابطه وثيقي بين عدالت و آزادي ترسيم مي شود. چطور مي توان به عدالت مطلوب رسيد بدون آنکه آزادي قرباني آن شود؟

 

همانطور که اشاره داشتيد در انديشه مرحوم مطهري هيچ منافاتي بين آزادي و عدالت وجود ندارد. ايشان در اين الگو از سيره پيامبر بهره مي گرفتند. پيامبر اکرم منادي عدالت و آزادي بودند. ايشان هم در پي برقراري عدالت در جامعه بودند و هم به آزادي انساني و حرمت فکر و انديشه انسان تاکيد داشتند اما نکته مهم تر در آراي مرحوم مطهري همراهي تمام ارزش ها و زيبايي ها با يکديگر است يعني با صرف عدالت يا آزادي جامعه سعادتمند نمي شود. جامعه توامان نياز به محبت، دوستي، تزکيه نفس و انسانيت دارد. در انديشه مطهري همه زيبايي ها بايد متعادل با هم پيش آيند تا جامعه ايده آل ساخته شود. مشکل ما در جامعه نبود همين تعادل است. متاسفانه برخي يک بعد را مي گيرند و ساير ارزش ها را رها مي کنند. با صرف آزادي يا عدالت جامعه به آرمان هايش نمي رسد. آزادي و عدالت بدون تزکيه نفس و محبت بدون اين سه، راه به جايي نمي برد.

 

- مرحوم مطهري در کتاب مستقلي به بحث آزادي اشاره دارند و انواع آن را مورد بررسي قرار مي دهند. آيا مي توان ترجيحي در اين خصوص در نظر گرفت؟

 

اگرچه ايشان کتاب مستقل و مفصلي درباره آزادي دارند که توسط آقاي حسن يزدي جمع آوري شد اما بحث هاي مربوط به عدالت استاد مطهري در بخش هاي مختلفي از کتاب انقلاب اسلامي نيز بيان شده است. عدالت يکي از محورهاي مهم رسالت انبيا است که مرحوم مطهري نيز تحقق آن را در جامعه ضروري مي دانستند. از اين رو ايشان تقدم و تاخري براي عدالت و آزادي قائل نبوده و معتقد بودند اين دو بايد هماهنگ پيش آيند. استاد مطهري پيش شرط هايي براي اين دو مقوله هم مطرح مي کردند. يکي از مباحث مهم ايشان در اين باره بحث امنيت اقتصادي بود تا بدين وسيله سرمايه جذب کشور شود و سرمايه گذار از فعاليت هاي خود مطمئن باشد و احساس امنيت کند. اگر جامعه يي خواهان عدالت و آزادي است، به سرمايه نياز دارد. اگر نگاهي عميق تر به اين مساله داشته باشيم عدالت و آزادي را غيرقابل تفکيک مي يابيم که مانند دو بال براي اعتلا و پيشرفت هر دولتي ضروري اند لذا برخلاف باور عده يي نمي توان يکي را اصل گرفت و ديگري را فرع.

 

- اما ادبيات عدالت در مقاطعي بر ادبيات آزادي غلبه مي يابد.

 

همانطور که گفته شد عدم تعادل زمينه ساز برخي از مشکلات است مثلاً ما در اخلاق انتخاباتي بسياري از قواعد اخلاقي را زير پا مي گذاريم و فکر خود را کامل برتر مي دانيم و ديگران را کامل ناحق، از اين رو بايد به توازن و همراهي تمامي ارزش ها تاکيد داشت. اگر ما اخلاص و توصيه هاي مذهبي و ديني را در تصميمات و اظهارات خود لحاظ کنيم، چنين مشکلاتي پيش نمي آيد. حرف درست و صواب از هر گروه و حزبي شنيده شود، صحيح مي ماند و حرف غلط هم از هرگروهي که اعلام شود، درصدي از ناصحيح بودنش نمي کاهد. اخلاق سياسي در جامعه ما کمرنگ است. متاسفانه دينداري برخي محدود به آداب و مراسم فردي و ديني است و گمان مي کنند دينداري منحصر به مساجد و نمازخواندن و... است در حالي که در سياست به اصول پايدار ماندن بخش مهمي از دينداري است. وقتي به سياست رسيديم بدون در نظر گرفتن گرايش هاي سياسي بايد کماکان به اصول مان وفادار باشيم و محبت و صميميت را لحاظ کنيم تا در عرصه سياست هم غيراخلاقي عمل نکنيم.

 

- چرا با وجود آموزه هاي افرادي چون شهيد مطهري اين مفاهيم هنوز در جامعه ما نهادينه نشده و در هر دوره به نوعي شاهد بداخلاقي هاي سياسي هستيم؟

 

نظام جمهوري اسلامي برعکس غرب هنوز از رشد سياسي بالايي برخوردار نيست. احزاب، گروه ها و جناح هاي مختلف در غرب بسيار پخته تر عمل مي کنند چون از تجارب بيشتري استفاده مي کنند. ما چون تجربه زيادي از تحقق و طرح اين مسائل نداريم، مقداري زمان مي برد تا مشکلات از اين دست برطرف شود. به قول شاعر؛ سعدي به روزگاران مهري نشسته بر دل/ بيرون نمي توان کرد الا به روزگاران.اما با توجه به استعداد و فرهنگ عميق و غني ايرانيان مي توان اميدوار بود اين خامي هرچه سريع تر پخته شود و فراز و نشيب هاي پيش رو را از ميان بردارد. طبيعي است اين اهداف با به کارگيري خرد و تعقل محقق خواهد شد. اميد به حل اين مشکلات با زبان و شعار، اميد واهي و باطلي است.

 

- برداشت ايشان از عدالت و آزادي تا چه حد در حوزه ها و دانشگاه ها مورد بحث و بررسي قرار گرفته تا بتوان اميدوار بود از نتايج آن مباحث در عمل و در عرصه سياستگذاري استفاده کرد.

 

کلاً انديشه هاي مرحوم مطهري چه در حوزه و چه در دانشگاه آن طور که لازم بود و توقع مي رفت، مورد بحث و بررسي قرار نگرفت. عقلانيت و حکمت عرفان موردنظر استاد مطهري چندان شناخته نشد. من معتقدم ايشان بعد از امام خميني از وارسته ترين شخصيت ها و نيروهاي انقلاب بودند اما توجه به آرا و نظرات ايشان در حد شخصيت شان نبود. افرادي در حوزه و دانشگاه حضور داشتند و دارند که پيگير انديشه هاي مرحوم مطهري هستند. در ظاهر نيز تاکيد فراواني بر آثار ايشان وجود دارد اما در باطن چنين نيست مثلاً بحث عدالت که شما مطرح کرديد، از جمله مباحث مورد توجه ايشان است که چندان مورد بررسي قرار نگرفته است. عدالت تفسيرهاي مختلفي دارد که به درک افراد مختلف وابسته است. عدالت اجتماعي براساس استعدادها و ذوق و تلاش افراد تعريف مي شود. براساس اين معيار هر کس با توجه به ذوق و تلاشش بايد به حق خود برسد و اگر چنين نباشد ظلم شده است. خوب استاد مطهري منظور خود را از عدالت مطرح کرده اند. دولت يا هر گروه ديگري مي تواند از عدالت بگويد اما بايد به اين نکته توجه داشت که همه برداشت ها از عدالت يکي نيست. اختلاف سلايق نيز امري مطلوب است و هر راي متفاوتي پذيرفته شده است لذا من هيچ فکر و گروهي را به دليل متفاوت بودن با فکر مرحوم مطهري محکوم نمي کنم. هر حزب و گروهي مختار است گفتماني را مخصوص به خود انتخاب کند و بر آن اساس پيش رود اما گلايه من چيز ديگري است. من معتقدم بسياري از مباحث ارائه شده توسط شهيد مطهري مغفول واقع شده و به طور جدي به آن نپرداختيم.

 

-مانند بحث اقتصاد اسلامي ايشان که حتي کتابش نيز توزيع و انتشار مناسبي نداشت.

 

البته اخيراً قرار است مباحث مربوط به اقتصاد اسلامي استاد مطهري تنظيم و منتشر شود. بحث اقتصاد اسلامي مرحوم مطهري مجموعه درس هاي ايشان براي استادان دانشگاه است که در 60 نوار تنظيم شده است تا تغذيه فکري مناسبي براي مسوولان و محققان باشد چرا که در اين باره منابع قابل توجه و کاملي وجود ندارد و مباحثي همچون ارتباط اقتصاد اسلامي با عدالت اجتماعي و رابطه عدالت اجتماعي با عدالت اقتصادي در نگاه اسلام، دقيق مورد بررسي قرار نگرفته است؛ به همين دليل نظام اقتصادي عميق نداريم و پيوند ريشه هاي عدالت اقتصادي و اجتماعي، که مدنظر استاد شهيد مرتضي مطهري بود، شکل نگرفته است.

 

-اشاره داشتيد انديشه هاي مطهري در حوزه و دانشگاه مغفول واقع شده و برخي از آرا و نظرات ايشان در اين دو نهاد علمي کشور، چندان مورد توجه قرار نگرفته است. از دانشگاه شروع کنيم. به نظر جناب عالي فضاي دانشگاه هاي امروز ما تا چه ميزان به فضاي مطلوب دانشگاه ها از نظر مرحوم مطهري نزديک است. تاييد مي فرماييد که ايشان به دانشگاهي پويا که محل چالش و تعامل افکار مختلف است، اعتقاد داشتند و پيشنهاد گفت وگوي ايشان با آريانپور نيز در اين زمينه به خاطر مانده است. اما امروز استادان خيلي کم دگرانديش هم به طرق مختلف از دانشگاه ها حذف مي شوند.

 

من هم اين گله مندي را دارم. انديشه هاي عميق فکري سياسي و فلسفي در دانشگاه ها بسيار کمرنگ است چون سعه وجودي و تنگ نظري ها زياد است. اما اگر تساهل و تسامح تطهير شده مطهري را باور داشته باشيم، چنين برخوردهايي را به حق هيچ استادي روا نمي داريم اما وقتي ظرفيت هايمان کم است تاب تحمل انديشه هاي ديگران را از دست مي دهيم اگرچه در مواردي بايد اعتراف کرد ما خود نيز مهذب به اخلاق نيستيم و فضاي آزاد فکري و سياسي را مخدوش مي کنيم و همين باعث مي شود از فرصت ها سوءاستفاده شود و فضاي مسمومي در دانشگاه ها به وجود آيد که موجب نگراني و بدبيني در بين مسوولان خواهد شد و منجر به حذف برخي عقايد و افکار مي شود. ما بايد قابليت ها و ظرفيت هاي دانشگاه را افزايش دهيم تا دانشگاه ها مظهر تفکر و انديشه باشند نه بروز فتنه و محملي براي جناح بندي هاي سياسي و منازعات گروهي که سلامت فضاي دانشگاه ها را مورد تهديد قرار دهد.استاد غيرمذهبي هم بايد از احترام لازم برخوردار باشد حتي اگر به نظام ديني هيچ اعتقادي نداشته باشد. اگر او فيزيک و شيمي و علوم مهندسي تدريس مي کند و برخورد عنادآميزي هم با اعتقادات مذهبي دانشجويان ندارد، بايد از آن استاد هم بهره جست و در نهايت احترام با او برخورد کرد. ما حق تخريب چنين استاداني را نداريم. تنها در صورتي برخورد مجاز است که استاد در کلاس به فکر تلقيناتي باشد تا دانشجويان را به اين وسيله درگير و منحرف سازد. در غير اين صورت هيچ محدوديتي براي استادان منطقي نيست. در مجموع نيز برخي برخوردهاي ناصحيح با استادان و صاحبان فکر را نبايد به حساب اصل نظام گذاشت. برخي تنگ نظري هاي شخصي اين محدوديت ها را به وجود مي آورد.

 

-به نظر مي رسد حوزه امروز نيز با حوزه يي که مدنظر مرحوم مطهري است، خيلي فاصله دارد. ايشان امتياز حوزه و روحانيت شيعه را در غيردولتي بودن آن مي دانستند و يک گام نيز پيش رفته بودند تا طلاب و روحانيون علاوه بر استقلال از حکومت، مستقيم نيز از مردم پول نگيرند تا از خطر عوام زدگي هم به دور باشند. اما اخيراً خبرهايي مبني بر تنظيم منشور همکاري دولت و حوزه به گوش مي رسد که بيم آن مي رود حوزه در همان گام اول بماند و بيش از پيش دولتي شود.

 

من خيلي از اين منشوري که شما مطرح کرديد، مطلع نيستم اما مي دانم نظر شهيد مطهري اين بود که تا جايي که امکان دارد روحانيت وارد کارهاي اجرايي و مناصب دولتي نشود و بيشتر نقش نظارتي و ارشادي داشته باشد. امام خميني نيز چنين نظري داشتند. ورود مستقيم روحانيت در امور اجرايي موجب مي شود تمام مشکلات و کاستي هاي دولت به حساب حوزه و روحانيت گذاشته شود و مردم را نسبت به اين نهاد بدبين سازد و حوزه بايد يک نهاد مستقل باشد و در حد ضرورت در مناصب دولتي وارد شود در غير اين صورت طلاب توجه شان معطوف به ورود به قدرت مي شود و از وظيفه اصلي خود باز مي مانند.

 

روزنامه اعتماد

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط پویا دبیری مهر  |