تبليغاتX
JavaScript Codes گفتگوی ویژه - گفتگو با مهدی تقوی

گفتگوی ویژه

جایی برای گفتگو با صاحبنظران

تقدم و تاخر کاهش سود بانکی و تورم  

 

 

   مهدی تقوی عضو هیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی به بیان دلایل رکود تورمی حاکم بر اقتصاد کشور و راه های مهار آن پرداخت . وی دلیل عقب ماندن کشور از رقبایی همچون کره را تشریح کرد و ایرادات واگذاریهای کشور را برشمرد.

تحقیقات انجام شده در کشور بیانگر این مسئله است که بین تولید اسمی و تولید بالقوه در ایران تفاوت بسیاری است و همین تفاوت است که تورم، بیکاری ایجاد می کند. بنابراین زمانی که اقتصاد نمی‌تواند به اندازه‌ای که باید، تولید کند تورم و بیکاری افزایش یافته و در نتیجه آسیب‌های اجتماعی پدید خواهد آمد.  

 

*دلیل وجود تفاوت بین تولید بالقوه و بالفعل چیست؟

 

- قبل از انقلاب جمعیت 32 میلیون نفر بود که الان به 70 میلیون رسیده یعنی تقریبا دوبرابر. پس باید تولید هم دو برابر افزایش پیدا می کرد تا سطح زندگی تنها به همان میزان باقی می ماند. از طرف دیگر برای دستیابی به سطح رفاه عمومی در کشورهای پیشرفته می بایست رشد تولیدات بسیار بیش از رشد جمعیت می بود.

این حرکت انجام نشد به دلیل دو نکته یکی انقلاب و دیگری جنگ. هرجا که انقلاب صورت گرفته ساختارها عوض شده و اقتصاد را از مسیر خود منحرف کرده است. این طبیعت اقتصاد است. جنگ ما با عراق هم باعث از بین رفتن بخش زیادی از زیربناهای اقتصادی و نیروی کار مؤثر برای اقتصاد شد. همچنین اختلالی نیز در روند تولید جامعه ایجاد کرد.

 

 

*کشور ما روند توسعه اقتصادی را با کشور کره جنوبی آغاز کرد. آیا دلایل عقب ماندن مااز آنها همین دو عامل است؟

 

- در سال 1356 چهارده کشور تازه صنعتی شده بودند که ایران از کره جنوبی بالاتر بود. ایران و ژاپن در آن سال بزرگترین نرخ پس انداز را داشتند. بین متوسط به پس انداز در ایران 34درصد بود و تنها کشوری که این نرخ را به اندازه ایران داشت ژاپن بود. بقیه کشورها از این سطح پایین تر بودند.

 

 

*طبیعی است که در آن سال پس انداز زیاد به دلیل درآمدهای بالای نفتی کشور بود.

 

- بله. ولی الان هم قیمت نفت بالا رفته است. همچنین تخریبی که به آن اشاره کردم با تخریب ژاپن و آلمان اصلا قابل مقایسه نبود. آنها خیلی بیشتر از کشور ما اثرات منفی ناشی از جنگ را تجربه کردند. با این وجود الان به قدرت‌های صنعتی بزرگ دنیا تبدیل شده اند. به خاطر اینکه آن تخریب را با تدابیر مناسب بازسازی کردند. کره هم شرایط نامساعد بسیاری را پشت سر گذاشت. ولی آنها هم شروع کردند به بازسازی با فکر و تدبیر. از طرفی مسائل فرهنگی در ایران در مورد کار باعث شده بود که کار زیاد برای مردم نوعی ضد ارزش باشد و این یکسری علل تاریخی دارد. بنابراین اقتصاد ایران باتوجه به این مقدمه همواره با مشکل عدم توانایی در تولید مواجه بوده است. این امر هم به سرمایه فیزیکی، سرمایه انسانی و اجتماعی برمی‌گردد و اینکه سرمایه گذاری در این بخشها شده است. بسیاری از صنایع کشور مستهلک شده اند. بسیاری هم که نوسازی شده اند کارایی و بهره وری تکنولوژی روز دنیا را ندارند و باعث بالاتر بودن هزینه تولید نسبت به کشورهای پیشرفته می‌شوند. می توان از توسعه نیافتگی بازارهای مالی در کشور به عنوان پیش زمینه‌های ایجاد این شرایط نام برد. بازار بورس اوراق بهادار کشور هنوز نتوانسته به حد مطلوب برسد. بانکها هم توان اعطای تسهیلات کافی به صنعت را ندارند. از طرفی به خاطر دخالت‌های مکرر دولتها سرکوب مالی در اقتصاد ایران وجود دارد.

سیستم نظام مالی در دنیا دو نوع است سرمایه محور و بانک محور در ایران این سیستم بانک محور است. به طور کلی در کشورهای توسعه نیافته سیستم نظام مالی بانک محور است. سرکوب مالی به معنای دخالت دولت در امور بانکی و بازارهای مالی در این کشورها وجود دارد.

مسئله دیگر مالیات تورمی است. دولتها با تورمی که در جامعه ایجاد کرده‌اند به نوعی قدرت خرید مردم را کاهش داده‌اند و می‌توان آن را اخذ یک مالیات به صورت غیرمستقیم از مردم قلمداد کرد.

 

*بر اساس برنامه چهارم توسعه باید نرخ سود بانکی در سال پایانی برنامه تک رقمی شود. فکر نمی‌کنید دولت برای دستیابی به این هدف زمانی که از مکانیزم بازار ناامید می شود اقدام به تعیین دستوری نرخ بهره بانکی و کاهش آن از سالی به سال دیگر است؟

 

- به نظر می رسد که تدوین کنندگان برنامه چهارم توسعه به نرخ سود واقعی توجه نداشته اند. این نرخ یعنی نرخ سود اسمی تقسیم بر نرخ تورم مهم است. ژاپن هم نرخ سود بانکی خود را به صفر رساند. ولی این کار را به این دلیل انجام داد که نرخ تورم اقتصاد ژاپن به منفی دو درصد رسیده بود و با این شرایط باز هم سپرده گذاران بانکی در شرایط نرخ سود صفر دو درصد سود می‌برند.

تدوین کنندگان برنامه چهارم هم به واسطه چیزهایی که درباره لزوم کاهش نرخ سود بانکی شنیده بودند اقدام به گنجاندن چنین بندی در برنامه کردند.

این در حالی است که علم اقتصاد می گوید ابتدا نرخ تورم باید پایین بیاید و در مرحله بعد بر اساس آن نرخ سود بانک کاهش می یابد. تنها در این شرایط است که نرخ سود واقعی بانکها مثبت می شود.

اگر در گام اول نرخ سود را هدف قرار دهیم به هدف کاهش تورم نخواهیم رسید. به علت اینکه با کاهش نرخ سود نرخ پس انداز پایین می آید و در نتیجه تولید کاهش می یابد. با تولیدات کم چگونه می توان تورم را کاهش داد؟

از طرف دیگر زیگزاگ قوانین و ایجاد تناقض بین قانون‌های وضع شده باعث به وجود آمدن عدم اطمینان در اقتصاد و فرار سرمایه از کشور می شود.

 

*شما می فرمایید باید سیاست‌هایی برای کاهش تورم اتخاذ نمود. با مراجعه به اصول اقتصادی در می یابیم که در کوتاه مدت همزمان با کاهش نرخ تورم لاجرم باید نرخ بیکاری بالا را تجربه کنیم. این هم یک آسیب اجتماعی است. شما در این باره چه نظری دارید؟

 

- اصلی که مورد نظر شماست به منحنی فیلیپس اشاره می کند که به طور طبیعی حالت نزولی دارد و رابطه بین بیکاری و نرخ تورم رانشان می دهد. بدین معنی که با کاهش نرخ بیکاری، نرخ تورم بالا می‌رود و بالعکس ولی در اقتصاد کشور ما منحنی فیلیپس به علت وجود تورم رکودی، صعودی است. در این حالت اگر نرخ تورم پایین بیاید نرخ بیکاری هم پایین می آید. زمانی که تورم رکودی داریم اگر تورم کاهش یابد تولیدات افزایش یافته و این امر خود به خود بیکاری را کاهش خواهد کرد.

 

*در حال حاضر یکی از مهمترین مباحث مطرح در اقتصاد ایران اجرای اصل 44 قانون اساسی به منظور کاهش نقش دولت در عرصه تصدی گری‌های اقتصاد است. آیا در صورت کارآمد بودن دولت شما با اجرای این اصل مخالفید؟

- کشور ما اجرای سیاست‌های تعدیل و نتایج منفی ناشی از آن را تجربه کرده است. در آن زمان تنها کسی که با این امر مخالف بود بنده بودم.

 

*یعنی شما اجرای اصل 44 را دقیقا مشابه اجرای سیاست های تعدیل در دولت اقای هاشمی می‌دانید؟

 

- اصل 44سیاست تعدیل است و شرایط فرهنگی و اقتصادی آن در حال حاضر فراهم نیست. در جایی مشاهده کردم که برای واگذاری 392 شرکت طی دو سال برنامه ریزی کرده بودند. مشکل اصل 44 این بود که به جای اینکه به بخش خصوصی کارآمد واگذار کننده بیشتر به قیمت واحدهای مشمول واگذاری توجه شد هرچه توانستند گران فروختند. بنابراین شرکت‌های سرمایه گذاری بانکها به وجود آمد.

یک عده هم که به صورت مزایده فروختند. تنها به این شکل نیست که از طریق بورس به صاحبان دانش و سرمایه واگذار شود. به نظر می رسد که با این اقدامات دولت بیشتر می خواست که کسری بودجه سالیانه خود را کاهش دهد.

 

*یعنی شما شیوه های دیگر واگذاری را برای اقتصاد ایران بهتر می دانید؟

 

- نظر من این است که باید هر شرکتی که به مرحله واگذاری نزدیک می شود در مورد شیوه بهینه واگذاری آن تحقیق و بررسی صورت گیرد.

 

 

*به نظر شما آیا واگذاری های انجام شده در مورد برخی شرکتها که از طریق سهام عدالت صورت گرفت تجربه موفقی بود یا خیر؟

 

- این شیوه در حقیقت نوعی اعانه دادن به مردم است. اگر دولت می‌خواهد دخالت کند باید از طریق یارانه‌های هدفمند و نیز اصلاح ساختارها سطح رفاه مردم را بالا ببرد. این شیوه باعث تنبل شدن مردم خواهد شد. باید بررسی های بیشتری برای پاسخگویی به نیازهای اقشار آسیب پذیر انجام شود.

 

*شما تا به اینجای فرمایشات خود به بیان نقاط ضعف و تهدیدات پیش روی اقتصاد ایران پرداختید. بفرمایید چه فرصتها و نقاط قوتی را برای کشور متصور هستید؟

 

- قیمت نفت در سالی که گذشت به صورت بی سابقه ای بالا رفت و درآمد هنگفتی را نصیب کشور کرد. این درآمد نفتی فرصت بسیار خوبی را به دولت برای بازسازی زیرساخت‌های اقتصادی در کشور می دهد. البته باید بلندمدت نگر بود. اشکال دولت پهلوی هم همین بود که برای رضایت کوتاه مدت مردم با شرایط خوبی که از لحاظ قیمت نفتی به وجود آمده بود اقدام به واردات گسترده کرد. الان هم اگر این کار صورت گیرد به تولیدات ضربه می زند باید تعادل بین واردات و تولید حفظ شود در حال حاضر باید زیرساختها تقویت شود. الان صنعت نفت و گاز احتیاج به سرمایه گذاری کلان دارد. زیرساخت‌های اجتماعی مانند بیمارستان و دانشگاه ها توسعه یابد. از سوی دیگر باید به واسطه اصلاح قوانین و مقررات زمینه های مناسب برای رونق بازار اقتصادی مهیا شود.

 

*پس شما اجرای اصل 44 قانون اساسی را یکی از راه‌های استفاده از شرایط موجود می دانید و در کنار آن معتقدید که باید اصلاح زیرساختها توسط دولت هم انجام شد.

 

- بله. دولت می تواند واحدهای اقتصادی را به جای اینکه یک مرتبه واگذار کند آنها را به افراد متخصص و بادانش فنی و مهندسی و مدیریت بالا به صورت اجاره به شرط تملیک واگذار نماید. البته در کنار این باید سرمایه اجتماعی و اعتماد مردم به هم بالا برود تا نتایج مطلوب حاصل شود. راه بیرون آمدن از این تورم رکوردی اقتصاد سرمایه گذاری و افزایش بهره وری است. یعنی ابتدا باید زیربناهای اقتصادی درست شده و شوک‌های سیاسی که به اقتصاد لطمه وارد می کند کاهش می یابد و در مرحله بعد حجم سرمایه گذاری از طریق بخش خصوصی افزایش پیدا کند.

 

*شما افزایش بودجه عمرانی دولت برای سال 87 را مثبت ارزیابی می‌کنید؟

 

- مهم این نیست که این بخش از بودجه افزایش یابد. مهم این است که این پول درست خرج شود. با وجود این تعداد از طرح های نیمه تمام عمرانی چطور می توان به پروژه های جدید فکر کرد. همه اینها باعث افزایش تورم شده است.

قیمت بالای نفت ایران فرصت بسیار خوبی است. در این زمان باید با استفاده از منابع حساب ذخیره ارزی توجه دقیقی صورت گیرد.

بخش خدمات ایران الان بسیار متورم شده و 50درصد تولیدات ناخالص ملی را تشکیل می دهد. البته در اقتصاد آمریکا نیز بخش خدمات سهم قابل توجهی دارد ولی مشکل ما این است که در حال حاضر مردم نیازهای بسیار بیشتری دارند و باید توجه بیشتری به سایر بخش‌های اقتصادی مانند کشاورزی و صنعت صورت گیرد.

البته باید این اقدام به شیوه‌ای انجام شود که هزینه‌های تولید در این دو بخش پایین تر آمده و منجر به ایجاد مزیت‌های نسبی در اقتصاد شود.

 

 

 منبع:فارس

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت   توسط پویا دبیری مهر  |