گفتگوی ویژه

جایی برای گفتگو با صاحبنظران

گفتگو با دکتر هادی غنیمی فرد

امان از بازرگان‌نما‌ها و ‌گروه‌های ضددولت

پویا دبیری مهر:
فروردین 1315 خیابان پامنار تهران تولد نوزادی را شاهد بود که سال ها بعد یکی از مفاخر این کشور شد و پدر و مادر او را هادی نام نهادند.این کودک تهرانی تحصیلات ابتدایی را در دبستانهای انتصاری و راستی و دوره دبیرستان را در ابوریحان و مروی گذراند.

هادی غنیمی فرد که دوره تحصیلات عالیه را آغاز کرده بود جزو سه نفر اولی بود که در رشته حسابداری و مالی دانشکده شرکت نفت فارغ التحصیل شد و سرپرستی حسابداری یکی از شرکتهای نفتی را پذیرفت که پس از یکسال به منظور ادامه تحصیل عازم انگلستان شد و موفق به اخذ سه مدرک علمی دکترا در رشته های مدیریت صنعتی و روانشناسی صنعتی و اقتصاد کشورهای در حال توسعه در سن 30 سالگی گردید.دکتر غنیمی فرد پس از فارغ التحصیلی به ایران بازگشت و در لیست 19 نفر حسابدار رسمی وزارت دارایی قرار گرفت و بجهت دستور وزیر وقت دارایی مبنی بر ممنوعیت شغل دوم برای حسابداران از کارمندان شرکت نفت استعفا داد و به حسابداری ادامه داد و در همین ایام بود که بجهت اختلاف دیدگاه با آموزگار وزیر وقت دارایی پروانه فعالیتش بمدت 6 ماه لغو گردید.

غنیمی فرد از سال 1344 یعنی سه سال پس از اخذ مدرک فوق لیسانس در دانشگاههای کشور نیز مشغول تدریس بوده که امروزه بیش از 80 درصد از حسابداران متخصص کشور در رده سنی بالای 45 سال جزو شاگردان وی می‌باشند

وی در سال 1355 مقدمات ایجاد کارخانه پروفیل آلومینیوم و همچنین چند واحد تولیدی دیگر را فراهم نمود و با عشق و علاقه ای که از همان زمان به صنعت و تولید داشت در سال 1356 اولین کارخانه تولید پروفیل آلومینیوم را راه اندازی نمود که در سال 1357 این کارخانه بطور کامل به بهره برداری رسید و بعد از آن صنف پروفیل سازان ایران را تشکیل داد و نسبت به ایجاد گروه صنایع فلزی در وزارت تعاون پیش قدم شد.

از تلاشهای دکتر غنیمی فرد تاسیس انجمن های تخصصی همگن و ایجاد خانه صنعت بوده که از سال ها پیش به عنوان رئیس انجمن تخصصی همگن آلومینیوم و رئیس خانه صنعت و معدن استان تهران و رئیس هیات مدیره شورای مرکزی خانه های صنعت و معدن ایران به ایفای نقش می‌ پردازد.

وی در گفت و گوی اختصاصی با "خبر" ضمن آنکه بسیار صریح و بی پرده سخن می گوید از عملکرد برخی از کارگزاران کشور نسبت به صنعت و بخش خصوصی انتقاد می کند و می گوید: در کشور گروهی هستند که می خواهند تولید مملکت را به سمت سوداگری هدایت کنند."

________

ایران پس از ابلاغ سیاست های کلی اصل 44 در شرایط خاصی از نظر اقتصادی قرار گرفت.از سوی برخی این شرایط را یک فرصت برای رسیدن به اهداف سند چشم انداز تعبیر می کنندو از سوی موقعیت امروز ایران تهدید محسوب می شود.نظر جنابعالی چیست؟

خصوصی سازی تنها این نیست که چند شرکت واگذار شود،بلکه باید تصدی های دولتی را خصوصی کنیم تا بخش خصوصی فضا برای جولان در کارزار اقتصاد کشور داشته باشد.در حالی که در کشور قانون اصل 44 وجود دارد و دولت قرار است در راستای خصوصی سازی حرکت کند،اما به راستی این رخداد عملی نشده است و تولید کنندگان با مشکلات عدیده ای چون کمبود نقدینگی و بوروکراسی های متعدد برای دریافت تسهیلات مواجه اند.در حال حاضر که دنیا با رکود و بحران مواجه است صنایع ما نیازمند یک رستاخیز است تا فضای کسب و کار برای صنایع آماده بشود که می تواند بزرگترین قدم در اقتصاد کشور بعد از انقلاب باشد،این مهمترین نکته ای است که باید به آن توجه کرد و ابلاغ سیاست های کلی اصل 44 را به فرصت بدل کرد.

در صدور و تمدید کارت های بازرگانی بر خلاف ادعایی که اتاق های بازرگانی مبنی بر صدور و تمدید یک ساعته کارت ها دارند،موانعی چون عدم تطبیق صورت های مالی با صورت حساب های باعث تاخیر در صدور کارت های بازرگانی می شود و عملا صادرکنندگان به بحران زمانی و اتلاف وقت مواجه می شوند و این درحالی است که زمان برای یک بازرگانی مانند طلاست.این بوروکراسی چقدر به تولید لطمه می زند؟

به عقیده خانه صنعت و معدن ایران،همه این بوروکراسی ها و موانع اضافه است و هر صادرکننده ای اگر تعهد دولتی یا تعهد به نهادی دارد،تعهدش جداست.صادرات مملکت نباید برای اختلاف نظر بین تامین اجتماعی و اتاق بازرگانی متوقف شود.اگر این موانع ادامه پیدا کند،صنعت در عمل از پا در می آید،چرا که امید صادرکننده و تولید کننده از بین می رود و روی به فعالیت های دیگر خواهد آورد.ما الان این را درک نمی کنیم،وقتی اسیر کاهش تولید شدیم و صادراتمان کاهش پیدا کرد،متوجه خواهیم شد که چه بر سر تولید آورده ایم.

 باو جود این موانع فکر نمی کنید،سرمایه های تولید کنندگان به سمت بازارهای سوداگری در کشور برود؟

در کشور گروهی هستند که بر خلاف منویات دولت می خواهند کار مملکت را به کار سوداگری تبدیل کنند به جای سازندگی و تولید.تولید کنندگان از حمایت دولت برخوردار نیستند.برخی برای مقداری کمیسیون که نصیبشان می شود،تعرفه واردات را صفر می کنند تا وادرات افزایش پیدا کند و در نهایت ضربه مهلکی به تولید کننده داخلی خورده می شود.این کمیسیون باید به جای وضع تعرفه های اسفبار،مثل بخش بازرگانی دیگر کشورها تولید ملی را خریداری کند نه وضع تعرفه کند.مساله ما اینست که مملکتمان را دوست نداریم.بازرگان نماهای ما باید یادشان باشد که اگر تولید این مملکت با آوردن کالای بنجل چینی تعطیل می شود،فردا روی دختران و پسران ما به فساد و گدایی کشیده می شوند.

این وضع اقتصادی در نهایت این سرنوشت را رقم خواهد زد.اگر نان آور خانواده ای بیکار شود،آن خانواده چقدر می تواند مقاومت کند؟فساد امروز جامعه ما از کجا نشات می گیرد؟فقر و بیکاری مسبب فحشا است.وقتی که یک کارخانه تعطیل می شود،دست کم 200 نفر به طور مستقیم و 600 نفر به طور غیر مستقیم بیکار می شوند.

آیا در حال حاضر نگاه به سرمایه دار تغییر پیدا کرده است؟چرا که در سال های نه چندان دور،سرمایه داران کشور،از شخصیت اجتماعی بالایی برخوردار نبودند.

بله همین طور است.یک وقتی می گفتند که سرمایه دار و کارخانه دار "زالو صفت" است. به یاد داریم که تا همین چند سال پیش، تقریبا هیچگاه در رسانه ها و محافل رسمی، کلمه "سرمایه دار" به کار نمی رفت مگر آنکه صفت "زالوصفت" به عنوان یک پسوند دائمی به دنبالش می آمد به گونه ای که گوش ها با کلمه "سرمایه دار" بدون این پسوند، غریبه بودند.

این باور عمومی طبیعتا در پروسه های اجرایی جامعه نیز تاثیرگذار بوده و زمینه را برای تولید ثروت در کشور بسیار سخت کرده است زیرا در جایی که به ثروتمند "جور دیگری نگاه می شود"، صاحب ثروت امنیت خاطری برای به کارگیری سرمایه اش نخواهد داشت و اگر هم چنین ریسکی را مرتکب شود، به هزار سنگ و کلوخ نواخته می شود و باید بخش عمده ای از انرژی خود را صرف مهار چوب هایی کند که لای چرخ های سرمایه اش گذارده می شود.

اقتصاد، قوانین خاص خود را دارد که به هیچ عنوان تعارف بردار هم نیستند و یکی از این قوانین و سنت های لایتغیر اقتصاد هم این است که شکوفایی اقتصادی یک جامعه، هرگز میسر نخواهد شد مگر از طریق به کارگیری سرمایه های انبوه و تجمیع شده والا سرمایه های خرد و اندکی که در میان اکثریت مردم پخش است و به کار معیشت روزانه آنها می آید، یارای تحول اقتصاد و پیشرفت آن را ندارند.

ما باید تعیین کنیم که چقدر تولید ملی داریم،چقدر سرانه ملی داریم.هر چقدر این سرانه ملی بالاتر باشد،رفاه عمومی بالاتر است.به همین جهت باید دولت ها و مسوولین کشور یک مغز شویی کنند ببینند که چه کسی بیشتر باید به کشور کمک کند.

نقش دولت در حمایت از تولید و صنعت در حال حاضر چگونه ارزیابی می کنید؟

دولت دیگر نباید نقش حمایتی خود را در قالب های سنتی به کار گیرد.بخش خصوصی و صنعتی کشور می تواند روی پای خود بیاستد.به صراحت اعلام می کنم که صنعت کشور دیگر قیم و استاد نمی خواهد.این بخش را اگر رها کنند خودشان می توانند حرکت کنند و نیازهایشان را بر طرف کنند.دولت اگر دخالت در کارها نکند خیلی به نفع بخش خصوصی و صنعتی کشور است.

من تصور می کنم اگر کشور واقعا به سمت و سوی خصوضی سازی حرکت می کند،خصوصی سازی باید با تمام جوانب صورت گیرد و اجرایی شود.این نیست که فقز امور مالی در دست بخش خصوصی باشد،باید امور اداری هم در دست بخش خصوصی باشد.اما یک عده چون می خواهند در این بین استفاده های شخصی بکنند نمی گذارند که بخش خصوصی رشد کند و به آن راهی که می خواهد برود.

مدیریت صنعتی کشور برای اینکه بتواند نقش خود را برای حضور در اقتصاد پر رنگ تر کند،باید به چه چیزی بهای بیشتری دهد؟

کارگران ضمن اینکه کارگرند مشتری هم هستند چون محصولات را مصرف می‌ کنند. بسیاری از صنعتگران چون از ابتدا صنعتگر نبودند مدیریت صنعتی را بلد نیستند، کارگر باید احساس کند کارخانه و محیط کارمان شخصی خودش است و خودش را مالک کار بداند.متاسفانه صنعتگران و مدیران صنعتی ما با بسیاری از مسایل مدیریت صنعتی آشنایی ندارند.به نظر من رسانه باید مثل آینه برای مردم باشد و خیلی هم محتاطانه حرکت نکند و دولت هم باید از دادهای رسانه ها استفاده نماید. رسانه باید دروغ نگوید و واقعیات را منعکس کند لذا رسانه ها نه تنها در توسعه صنعت بلکه در کل جامعه می‌ توانند نقش مؤثر داشته باشند.

لینک گفت و گو در خبرآنلاین

+ نوشته شده در  شنبه نهم خرداد 1388ساعت   توسط پویا دبیری مهر  |